انجمن مترجمان جوان
چهار فن فیکشن هری پاتری , شمشیر حقیقت,بی نام و نشان,سرنوشت من,ترجمه ی فداکاری یک مار و کف دریاچه
خب بعد از پست تقریبا سیاسی دیروز امروز خبرهای خوبی دارم براتون اول اینکه از دنی اوشن عزیز عذر میخوام چون چیزیکه خاسته بودن رو نیافتیم... دوم پیغامی از طرف بچه های تیم ترجمه نایت سایده که همراه با فصل جدید در اینجا قرار میگیره... پیغام اینه: سلام ، عیدتون مبارک. من از طرف خودم و بقیه دوستام ازتون عذر میخوایم که
یه دوره ارائه این فصل به تاخیر افتاد. همه چی یهو بهم ریخت. فصل ترجمه اش
پاک شد ،و یه جورایی مجبور شدیم دوباره هم ویرایش کنیم و هم ترجمه. در هر
صورت این ها مهم نیست ، چون همون طوری که همه شما میدونید ما برای انجام
این کار نه پولی می گیریم ،و نه منتی بر سر کسی میذاریم. رو حساب یه سری
از دوستی ها و یه سری از علایق شخصیه که هر کسی اقدام به ترجمه یا ویرایش
ترجمه یا نوشته ای می کنه. اینم فایل دانلود فصل سوم بخونید و لذت ببرید. بلاخره انتظار به سر رسید و سینای عزیز فصل جدید رو ارائه کردن اونم در سه تا لینک پارسا اسپیس پرشین گیگ پرشین درایو با ذکر اینکه همچنان منتظر فصل جدید داستان آقا سینا در سه هفته آینده و نایت ساید 5 در روزهای آینده هستیم شما رو به خوندن چند حکایت دعوت میکنم شیطان را پرسیدند که کدام طایفه را دوست داری؟ سیزده آبان هم اومد و رفت با اتفاقاتی که هیچ کدومش نشون داده نشد. یک سری فیلم بسیار جالب سیزده آبانی هم تو یه وبلاگ دیدم حیفم اومد نذارم ببینینش لینک اول لینک دوم لینک سوم لینک چهارم لینک پنجم لینک ششم لینک هفتم لینک هشتم لینک نهم لینک دهم لینک یازدهم شاید این چند روزه صد تا از این فیلما دیدم اینور اونور... اما خب اینا رو گذاشتم ببینین زه دیده سرمه كند خاك آستان رضا را
دلی كه مركب همّت كند، سمند قضا را بزرگوار امامی كه فیض رحمت عامش به زیر چتر عنایت گرفته شاه و گدا را سلام عید شما مبارک امروز تولد امام رضاس.طبق معمول صدا و سیما جشن مذهبی که براش اهمیتی نداره مشهدم که شکر خدا باید جشن بگیرن شخصا هنوز کار خاصی ندیدم.رفتن حرم هم کنسل چون تازه از تخت در اومدم و مامان اینا نمیذارن باهاشون برم که دوباره اینجا بیهوش نشم پس امشب یه آپ پر بار برای دوستان وبلاگی خواهم داشت. گفتم شب عیدی یه چند تا کتاب بذارم اینجا کمی دچار تحول بشیم. یه اراده که بتونی باهاش پاتو رو دلت بذاری دستت رو رو زانوت بگیری و یه یا علی بگی... خیلی وقتا شده این کارو کردی یا علی رو گفتی و بلند شدی اما وسط راه یهو یه چیزی باعث میشه جا بزنی... برای من که شده بقیه رو نمیدونم....فعلا که بلند شده تا ببینبم بعدش چی میشه. آخه هر بچه ای اولش باید قدم به قدم بره جلو داشتم فکر میکردم دلم واسه روزای گذشته تنگ شده...یادش بخیر قدیما آدمها ساده تر بودن. الان همه چیز عوض شده رابطه ها رفتارها دنیا خیلی کوچیکه خیلی خیلی کوچیک اومدم بگم ، به علت پاره ای از گرفتاری ها ، مثل تازه سر کار رفتن خودم ، درگیر امتحان شدن یکی از بچه ها ، و مسافرت نا بهنگام .... فصل سه نایت ساید با کمی تاخیر ، مثلا یه روز ارائه خواهد شد. فعلا. ویرایش پروتی: خب حالا که بچه های مترجم نمیرسن داستان رو بدن باید بگم که سینا رو یافتم قراره ایشون فصل رو بدن به من که بذارم اینجا اما متاسفانه الان من به سینا دسترسی ندارم.در واقع دسترسی اس ام اسی بهش ندارم. اصلا کی گفته سلام بده؟ تازه میگن سلامتی میاره.پس هر موقع سرماخوردین.تب کردین بیمار شدین راه برین تو خیابون و بگین سلام میخام این پروژه رو امتحان کنم ببینم جواب میده یا نه خدا رو چه دیدی شاید دوای خیلی از بیماریها جور شد.بعدش اسم بنده رو به عنوان کاشف بزرگ اعلام میکنن.پس از الان بشتابید و امضا بگیرید.غفلت موجب پشیمانیست.از الان بگم بعدا پس فردا نیاین اصرار کنین امضا بده ها. قرض از این پست فقط و فقط آپ کردن بود و بس.میخاستیم وبلاگ از این سوت و کوری در بیاد که نمیاد.بنابراین ضمن عذرخواهی از همه دوستانی که در نظرات قبلی ما را نفرین کرده بودند اعلام میداریم که برای بار صدم بابا ببخشید.... یه عرضی هم خدمت اون دوستانی داشتم که اومدن تو گودلایف و از ترجمه نایت ساید ایراد گرفتن.اونجا هم عرض کردم اینجا هم میگم قرار نیست کیفیت کار مترجمین اینجا درحدجهانی باشه.متن نایت ساید خیلی خیلی سنگینه و زهره خانم و دوستان تلاششون رو برای ارائه کار بهتر کرده و میکنن انصاف نیست به جای خسته نباشید گفتن ایراد بگیریم و فقط ضعف کار رو ببینیم.نظر دوستان رو نمیدونم اما شخصا میگم اگه کسی فکر میکنه کارش بهتره بسم الله.بشینین ترجمه کنین خودتون یا اینکه اگر ایرادی میبینین با ذکر مورد بیان کنین تا مترجم بتونه جوابگو باشه یا حداقل ایراد کارش رو ببینه نمیشه بیایم و خیلی راحت زحمات چند ماهه بچه ها رو زیر سوال ببریم.خاننده حق نقد و اعتراض داره اما این لحن شما اصلا شبیه نقد نبود. این رو تو گودلایف نگفتم چون اونجا مدیر سایت حساب میشم و معترضین هم اکثرا از سایت دیگه ای هستن و برداشت دیگه ای میشه.در هر حال شخصا از دوستانی که در ترجمه این کتاب نقش داشتن تشکر میکنم و همچنین از دوستان معترض که به کیفیت کار اهمیت میدن. خب دیگه سخنرانی پیش از دستور کافیه میریم سراغ فصل دوم نایت ساید این آخریها یه کتاب درخاستی داشتیم از دنی اوشن... دنی جان من خیلی این کتابها رو نمیشناسم.فکر میکنم شما کتابهایی رو میگین که قبلا پوریام اینجا میذاشت.در هر حال به کمک نسترن و بچه های گودلایف این تیکه رو جور کردیم.که البته بازم میگم مطمئن نیستم که همونی باشه که شما میخای با تشکر از نسترن و hm19790 عزیز اگر منظورت دوربین کهربایی از مجموعه عوامل اهریمنیش فیلیپ پولمنه اینم لینکای کل مجموعه قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم قسمت چهارم ویرایش: کلیه لینکها تصحیح شد
اگه ترجمه بده ، اکه ویرایش ها پر
از اشکال و خطاست ، دیگه همین در حد بضاعت ماست. هر کسی که میتونه و زبان
یا ادبیاتش از ما قوی تره ، بسم الله ... معطل نکنه ، این گوی و این
میدان.
در هر حال ، این داستان که قسمت هایی ازش ترجمه شده ، و
یا قسمت هایی که دوباره ترجمه شده ( مثل فصل سه ) و یا اون تیکه هایی که
ترجمه نشده ، قرار است که دو محل روی اینترنت(وبلاگ انجمن مترجمان جوان و سایت گودلایف) قرار بگیره.
هرکس دوست
داشت میتونه از این دوجا اونها رو بگیره و بخونه ، هدف ما و تلاش ما برای
ارائه این فصول در ده روزه ، اما اگه به دلایلی این اقدام در این مدت
امکان پذیر نشد ، خواهشمند است درک کنید که ما هم زندگی های مستقلی برای
خودمون داریم. دانشجو ایم. کار میکنیم مدرسه میریم و هزار گرفتاری دیگه
داریم.
تنها
میتونم از طرف این تیم این قول بدم که این داستان روند ارائه اش متوقف
نخواهد شد . و بهتون این قول رو بدم که به سرنوشت نایت ساید چهار دچار نشه.
ممنون. خوش باشید.
گفت: دلالان را.
گفتند: چرا؟
گفت: از بهر آنکه من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم،
ایشان سوگند دروغ نیز بدان افزودند.
*********************
شخصی تیری به مرغی انداخت، خطا کرد.
رفیقش گفت: (( احسنت)) .
تیرانداز برآشفت که مرا ریشخند می کنی؟
گفت: (( می گویم احسنت،اما به مرغ)).
برگرفته از: رساله ی دلگشای عبید زاکانی
چگونه یک حدیث انیشتین را شگفت زده کرد
آلبرت اینشتین» فیزیكدان بزرگ معاصر، در آخرین رساله علمی خود با عنوان «دی اركلارونگ Die Erklarung» (به معنای بیانیه) كه در سال 1954 در آمریكا و به زبان آلمانی نوشت، اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح داده و آن را كاملترین ومعقولترین دین دانسته است.
این رساله در حقیقت همان نامهنگاری محرمانه اینشتین با مرحوم آیتالله العظمی بروجردی است. اینشتین در این رساله «نظریه نسبیت» خود را با آیاتی از قرآن كریم و احادیثی از كتابهای شریف نهج البلاغه و بحارالانوار تطبیق داده و نوشته است كه هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود و تنها این مذهب شیعه است كه احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده «نسبیت» را ارائه داده ولی اكثر دانشمندان آن را نفهمیدهاند.
یكی از این حدیثها حدیثی است كه علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اكرم (ص) نقل میكند كه: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارك پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود. اما پس از اینكه پیامبر اكرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میكنند كه پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».
اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیكی مفصلی بر آن مینویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیكی اثبات میكند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عكس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» میداند: E = M.C2 >> M = E /C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره میتواند عینا به تبدیل به ماده و زنده شود.
اینشتین در این كتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد كرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد كرده است.
اصل نسخه این رساله اكنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن (بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری میشود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با كمك یكی از اعضاء شركت اتومبیلسازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یك عتیقهفروش یهودی خریداری كرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این كتابچه توسط خط شناسی رایانهای چك شده و تأیید گشته است.
نیروی اهریمنی اش
کتاب 1و2(سپیده شمالی)
کل کتاب
کتاب 3 (خنجر ظریف)
پرشین گیگ
فورشیرد
کتاب 4و5(دوربین کهربایی)
جلد 1
جلد 2
کتاب آکسفورد لایرا ادامه عوامل اهریمنیش.لینکی که گذاشته بودم مشکل داشته ظاهرا.این لینک کتاب در سایتهای دیگس.
| :قالبساز: :بهاربیست: |


